...
ساعت ۱:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۱٧  

هفت خوان

خواهد برید این زخم از جانم امان را

این کارد عمری می شناسد استخوان را

این بغض را عمری فروخوردم به سختی

خاموش نتوانم دگر آتشفشان را

بر باد دادم بی جهت عمری سر سبز

اینبار میخواهم نگهدارم زبان را

از عشق بی شک رد نخواهی شد تهمتن

بیهوده می نازی عبور از هفت خوان را

حافظ تو میگفتی که میلش با چمن نیست

من دیده ام با دیگران سرو چمان را

دل را به هر سو می کشد این اسب سرکش

ای عشق از کف داده ام دیگر عنان را

 


کلمات کلیدی: