برای آذر ماه آمدنت ....
ساعت ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/۳  

پایان شعرهای تو ....

 

 

چشمت شروع سبز خیابان دیگریست

بر من ببار   لطف تو باران دیگریست

از هرچه آب و آینه چشمت زلالتر

تصویر من درون تو انسان دیگریست

مردن برای آنچه تویی بی شمارش است

زیرا هنوز در تن من جان دیگریست

عشقت هزار توی غریبی شد و دلم

از هر دری که رد شده دالان دیگریست

در جوی چشمهای من ای سیب آرزو

عشقت هنوز قصه غلطان دیگریست

یلداترین حکایت خود را به من بگو

فردا شروع سبز زمستان دیگریست

این شعر را به حال و هوایت سروده ام

پایان شعر های تو پایان دیگریست

.................................................................................

 

 


کلمات کلیدی: