تنها بهار را با تو نبوده ام

..................................................................................................................................... 

         تو  می آیی  عشق من تو  می آیی .... به  ما چه حوش خواهد  گذشت .....

         دلبر  : پس اداره ام را چه کنم ـ  ( آرتور رمبو )

 

   گل     ـــ گلی برای بهار   گلی برای تابستان گلی برای پاییز   برای  زمستان .... تو برای تمام  فصلها  

  سنگ  ـــ سنگی به سینه  سنگی در سینه  سنگی بر سینه و چه سنگهای زیادی که باید  تحمل  کنیم

     

 

 

 

با  عشق  به  فکر  ماندگاری  هستیم

دنبال  مجوز  تجاری  هستیم

ای  عمر نگو  چه  کرده ایم  این همه سال

درگیر مراحل  اداری   هستیم

***

حکمی  بدهید  وحی  منزل  بشود

پرونده مان  نگو  معطل  بشود

امضا  بزن  و  جان  عزیزت  ای عشق

بنویس  فقط  سفارشی  حل بشود

***

یک  شرکت  عاشقانه  هم  می خواهی

عشق  و غزل  و ترانه  هم  میخواهی

شک  نیست  که حجم  نامه  هایت  بالاست

دختر تو دبیرخانه  هم  میخواهی

***

ای عشق  بگو  ادامه ات  کو  ای عشق ؟

یعنی چه ؟ جواب نامه  ات کو  ای عشق ؟

هویتتان  برای من  ثابت  نیست

پس  اصل شناسنا مه ات  کو  ای  عشق ؟

***

من طاقت  در دسر ندارم  دختر

از تعرفه ها  خبر ندارم  دختر

در خواست  وام  کردم  از چشمانت

من  ضامن  معتبر  ندارم  دختر

***

هی شعر مرا  ز بی قراری  پر کرد

هی جای حضور یادگاری  پر کرد

یکبار  سر  وقت  نیامد  این ماه !

یک  ماه ولی اضافه کاری پر کرد

***

در خواست  عاشقی مارا پر کن

خودکار  بیار و این  فضا  راپر کن

عینک  نزدم ! دست  و دلم  میلرزد

ای عشق بیا  تو  فرمها  را پر کن

...................................................................................................

/ 46 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ميرزايي

سلام با "پشه هاي گرفته ماهيچه" بروزم و منتظرتان به خود هيچ مي رسم از خود به خداوند اُمي از نيچه به خلاء ، به سر و صداي سكوت پشه هاي گرفته ماهيچه ناد علي

علی حاجیان زاده

سلام جناب رشیدی عزیز بعد از مدت ها به / روزم منتظر حضور و نقد ارزشمندت هستم این روزها خدا هم آلبر کامو می خواند ...

انصاری

سلام اززمزمه دوباره رباعی های زیبایتان لذت فراوان بردم دلتنگ دیدار

شهرام بوکسر

دوباره من امدم با نظرات بدم منو ببخش خوب دیگه ولی تو یک شاعری مثل بعضی ها نیاز نیست زور بزنی دهن باز کنی شعر می گی می فهمی بسرم موفق باشی بسرم تو شاعری یک شاعر واقعی بسرم

الیتاتا

ای مصور صورت یار مرا بی ناز نقاشی بکن چون به نازش می رسی بگذار من خود می کشم سلام نویسنده ... می خوام بگم که چقدر خوب با کارتون بر خوردین چون همه چیزو دارین دفتری و خودکاری بیان می کنین. اما خسته نباشین ... اینم هنره خودش. اگه پاهاتون یاری کرد به وب من هم قدم رنجه کنید که قول میدم خوب پذیرایی بشین[گل]