از ذهن محرمانه هم خط نمیخوریم

در یک اتاق فاصله ی بین سقف و کف

یک حجم گنگ با دو بغل فکر بی هدف

مثل مجسمه به تولبخند میزنم

دارم شکسته های تو را بند میزنم

خودکارم از نداری این واژه ها پر است

لیوانم از نگاه تو خالیست یا پر است ؟

بازخم واژه های جدیدی که میدهی

یک شعردرد ، درد شدیدی که میدهی

من را بکش به سمت شب ابتدایی ات

با چشمهای ساده آدم ربایی ات

گرچه به قطب منفی و مثبت نمیخوریم

از ذهن محرمانه هم خط نمیخوریم

از این اتاق مرگ به بیرون نمیرسد

کم کم به مغز شاعری ام خون نمیرسد

اصلا بیا و با همه خوب و بد بساز

از این اتاق یک غزل مستند بساز

در این اتاق فرصت دیدارمان که نیست

گفتیم عشق ! عشق ولی بارمان که نیست

شب می کشد تو را و به دیوار می زند

دارد فضای شعر مرا جار می زند

در ذهن نقشه ای که چنین دور مانده ای

نامت جزیره نیست که محصور مانده ای ؟

ای بکر دور گم شده در اطلسی بزرگ

زل میزند به چشم تو چشم چهار گرگ

درشعر محرمانه یک مشت جارچی

درچشم نیمه بسته مردی شکارچی

یک مرگ جدولی به سرش زد ولی نشد

میخواست عاشقانه بمیرد ولی نشد

ازهفت رد شدیم خیابان چندم است ؟

هی مرگ مرگ جان من این جان چندم است

حرفی نمانده با تو( دهان سروده خوان)

چیزی نمانده است بجز چند استخوان

با این وجود باز مرا نبش قبر کن

یک مرده عاشقت شده یک لحظه صبر کن

اصلا خدا ...خداکند این عشق دور من

ته مانده های له شده ای ازغرور من

دارد میان بازیمان گیج میخورد

هرچند کارد دسته خود را نمیبرد

اما خدا ...خدا...به خدا نه خداخدا

من را درون خود بکش ای مرگ ، بی صدا

 

 

/ 168 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گلکار

سلام دارم از شعر دو چشمان تو يخ مي بندم غزلم روي زبان سخنم مي سوزد با غزل دوزخ به روزم ومنتظر نظرات شما

سعیده کشاورزی

با شعری به بهانه ی دلخوشی به روزم ، این بهانه تلاشی ست برای یادآوری «شعر» به این امید که دیگر بار مرا بخاطر بیاورد... « جنيّ »...

غريبه

شما که روزه سکوت اختیار کرده اید و هیچ قصد افطار ندارید ! حضورتون باعث دلگرمی من میشود .

یاسی

سلام دوست عزیز. اشعارتان فوق العاده بود. با اینکه نمی دونم چه مدته که کار می کنید ولی انصافا باید بگم دست مریزاد. به پیوندهام اضافه شدید. سبز باشید.

ناظمي

زبان تنها چيزي است که تا پايان عمر در روح انسان نشست کرده و باقي مي ماند در حالي که به انسان آزادي مي بخشد، ذهن را باز و جهاني نو در برابر او پديد مي آورد. و بار اين همه به دوش.... با موضوع زبان مادري به روزم- بيا!

بهار

درود فراوان به روزم و منتظر . با احترام [گل]

پیمان سپهری

درود برعلی اکبررشیدی عزیز از اینکه با عزیزی مثل تو دوست هستم به خودم می بالم آقا دمت گرم و دستت درست ! دوستت دارم در حد لالیگا بدرود

پیمان سپهری

درود پهلوون من همچنان منتظر لینکتم بدرود

پیمان سپهری

درود رفیق . چی شد؟ شوش تشریف نیاوردی. حیف شد از زیارتت محروم شدیم. به امید دیدار. بدرود.