سلام ... خدا حافظ , اگر توانستی چیزی به این دو اضافه کن

شرمنده  تمام  دوستانی که  آمدند و نبودم

 و برای تو که آمدی  و  دوباره  شعر آغاز شد ..... 

 

تو پاکی چشمهای آهویی، حیف

آرامش آبی لب جویی، حیف

تو شاعر این هزار ه هستی اما

یک شعر برای من نمیگویی، حیف

***

بد نیست که در مقابلت گریه کنم

یک روز کنار ساحلت گریه کنم

هی بغض ذخیره میکنم توی دلم

تا یک دل سیر با دلت گریه کنم

***

این خسته قرار بود آدم بشود

مگذار دوباره غرق در غم بشود

لعنت به من و تمام اشعارم اگر

رویای تو از رباعی ام  کم بشود

***

امروز چه با همیم و بی هم ،خوبم

یکروز مرا می کشد این غم ،خوبم

کارون و تمام مردمانش دیدند

دیروز چقدر گریه کردم ، خوبم

***

امروز اگر چه سر بزیرم ای عشق

دستان  تو را بگو بگیرم ای عشق

یک عمر اسیر  زندگی درخویشم

بگذار برای تو بمیرم  ای عشق

***

 

با اینکه هنوز هم به تو میبازم

از چشم تو شعر تازه ای میسازم

یکروز تمام  قرضهایم به تو را

با یک غزل  قشنگ میپردازم

***

از قلب خودت بپرس احوالم را

سرسبز بکن بهار امسالم را

چشمان تو قهوه ایست اینبار بگیر

با قهوه چشمهای خود فالم را

***

یک منظره یک نگاه پنهان با تو

یک پنجره و کمی خیابان با تو

امروز خیال راه رفتن دارم

یک کوچه خیس زیر باران باتو

***

تو نامه پاره دلم را داری

آهنگ دوباره دلم را داری

هر وقت که وقت میکنی  زنگ بزن

تنها تو شماره دلم را داری

***

آرامش روزهای سر گردانم

همواره سر قرارمان میمانم

تقدیر من این ست که  تنها باشم

یک روز تو نیز میروی میدانم ...

***

 

 

 

/ 114 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پرهیب

هراس نرسیدن غزل ...[گل] هوای شرجی نگاه من؛ مانده است تا در آغوش رسیدنت گریه شادی شود

نگار

سلام آقای رشیدی خوبید؟ خیلی قشنگ بود مخصوصا کار اول و چند تای آخری عالی بود ممنون شاد باشید [گل]

رضوان

(( سلام قولا من رب رحیم )) این پست *** هفت سفارش پیامبر (ص) به سلمان *** [گل]

سیدمحمدرضا هاشمی زا ده

سلا م همدل صمیمی وبا محبت.رشیدی عزیز وبزرگوار. چند بار به باغ با طراوت شعر هایت سر زده ام ونفرجی ار سر عشق وزمزمه کرده ا م دلسروده های معطرت را..... برو تا این حوالــــی بر نگردی به این آشفته حالی بر نگردی بگیر این دل...دل زخمی کز اینجا تو هم با دست خالی بر نگر دی .......... تو با اشعار زیبایت رشـــیدی به قلبم نقش باغ گل کشیدی غزل میگویی امــــا در محبت به شکل یاس زیبا وســــپیدی .......................... ای سبز ترین بها رها در نامت......می آیی ومی شکوفم از پیغامت ......................... در این عصر بی تکیه گاهی وغربت دلهای غبار غم گرفته وبیگانه ازهم ..عزیز ی از راه دور نا شناخته می آید ودل با محبتش را به قلب مهربانت پیوند می زند....اگر دنیای معطر اینترنت...جز دوستی ومحبت وارتباط زلال ودانش اندوزی وبینش نو ارمغانی به دوستانش نمیبخشید...چه بهشت با طراوتی بود..... .................. میشکوفم مثل گلــــــــها در هوای سبز تو میشوم چون فرش گــــــل در گامهای سبز تو عشق هم همراهمان آهسته می آید به پیش دشتی از حجم شقـــــــــایق پا به پای سبز......هاشمی زا ده

سیدمحمدرضا هاشمی زا ده

سلا م همدل صمیمی وبا محبت.رشیدی عزیز وبزرگوار. چند بار به باغ با طراوت شعر هایت سر زده ام ونفرجی ار سر عشق وزمزمه کرده ا م دلسروده های معطرت را..... برو تا این حوالــــی بر نگردی به این آشفته حالی بر نگردی بگیر این دل...دل زخمی کز اینجا تو هم با دست خالی بر نگر دی .......... تو با اشعار زیبایت رشـــیدی به قلبم نقش باغ گل کشیدی غزل میگویی امــــا در محبت به شکل یاس زیبا وســــپیدی .......................... ای سبز ترین بها رها در نامت......می آیی ومی شکوفم از پیغامت ......................... در این عصر بی تکیه گاهی وغربت دلهای غبار غم گرفته وبیگانه ازهم ..عزیز ی از راه دور نا شناخته می آید ودل با محبتش را به قلب مهربانت پیوند می زند....اگر دنیای معطر اینترنت...جز دوستی ومحبت وارتباط زلال ودانش اندوزی وبینش نو ارمغانی به دوستانش نمیبخشید...چه بهشت با طراوتی بود..... .................. میشکوفم مثل گلــــــــها در هوای سبز تو میشوم چون فرش گــــــل در گامهای سبز تو عشق هم همراهمان آهسته می آید به پیش دشتی از حجم شقـــــــــایق پا به پای سبز......هاشمی زا ده

همیشه غایب

درود بر شما. وفا زگل مطلب که گل زاده ی خار است! خوب رویان را در بی وفایی,وفاست! شوربختانه زیبا رویان در همه ی تاریخ عاشقان ناب را با بی وفایی هایشان به سر حد جنون رسانیده اند و به مرگ در اوج نرسیدن دچار نموده اند! و همگی بر این باور بوده اند: گویند که مرا بند بر پایش نهید دیوانه دل است پام بر بند چه سود!! در این میان تکلیف زیبا دلان چه می شود؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!

سیدمصطفی میرعبدالله

سلام. آمدم بگویم غزلی نوشته ام و آماده تا رد چشم های شما را در سطرهای آن ببینم. پس دیدارتان را پلک نمی زنم!

خبر

خبر ابوالفضل دادا : شعـــر « مدير واقعي » را هــــــــــــــــــــر چهار كانديدای محترم بخوانند ( آقـايـــان : محمــود احمدی نــــژاد ، ميــــــــر حسين موسوي ، محسن رضـايي ، مهدي كرّوبي ) ***************************** به مناسبت دهمين دوره ي انتخابات مديــرّيت ِ ( رياست ِ ) جمهــوري اسلامي ِ ايران مراجعه بر وبلاگ مناسبت های ویژه - کلیک : www.dada3.blogfa.com الله الله الله الله الله الله الله الله الله الله الله الله الله الله الله الله الله الله الله الله الله الله الله الله الله الله الله الله الله الله الله الله

رجب بذرافشان

سلام دريا توي موج و وحشت گير كرده بود ! و قايق موتوري از صداي خاموشي ترسيد ! نجات غريق ، مايوي دو لايه اش را روي تخته چوبي خشك كرد و... ( خيلي مونده به خشكي ؟ ) 13 در صد از فروپاشي شوروي سهم ماست ! هر كجاي نوار ساحلي انگشت فرود كردم - خشكه / خشكيه ! و همچنین با بخش دوم ((ابهام در فرا اکنون اندیشی دهه ی 80 )) بروزم. یا علی