سنگ به شیطان ...

گرسنه بوده کمی نان زدیم و برگشتیم

لبی به خیسی باران زدیم و برگشتیم

بــرای آن که تقــاص گناه پس نـدهیم

چقدر دست به دامان زدیم و برگشتیم

برای دیدن گم کرده ای که در دل ماست

سری به کوه و بیابان زدیم و برگشتیم

بــرای عرض ندامت چه تحفه ای بردیم

لبی به تیــزی دندان زدیم و برگشتیم

خــدا چقدر به ما نمره ی قبـولی داد

چقــدر باده ایمان زدیم و بــرگشتیم

هــزار مرتبــه بهتــان ناروا اما

به کارنــامه انسان زدیم و بــرگشتیم

همیشه حسرت معشوق وافعی داریم

چقــدر دل به خـیابان زدیم و برگشتیم

دوباره سنگ دل خویش را به سینه زدیم

همینکه سنگ به شیطان زدیم و برگشتیم

 

اردیبهشت 93

/ 11 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد مبلغ الاسلام

به اراده ی خدا چاپ مجدد مجموعه ی آیینی و دفاع مقذسم « اختلالات یک کروموزوم » در نمایشگاه کتاب امسال خواهد بود ... چشم به دیداریم... محمد مبلغ الاسلام- انتشارات هزاره ی ققنوس

آفرین بر شما بسیار زیبا و روان بود سروده تان... تندرست باشید

لیلا

درود همشهری نیستی ؟ زیبابود لذت بردم هرجا هستی شادو سرفراز باشی !

ابوذر پاکروان

سلام دوست و رفیق قدیم چه خبر؟ خیلی خوشحالم بعد از سالها ازت شعر میخونم آخرین برای که دیدمت فکر میکنم قم بودی هنوزم اونجایی برادر؟ کاش لحظه هایی فراهم میشد و دیداری تازه می کردیم در پناه حق

محمدصادق ترابی زاده ( سکوت )

سلام و دورود بسیار بسیار لذت بردم با احترام فراوان از طرف شاعری جوان ، دعوتید به غزل خوانی اگر لطف کردید ( کابوس ) بی اندازه منتظر انتقادات و نظرات ارزشمند شماست. پیشاپیش برای توجهتان سپاس . به امید دیدارتان در کلبه مجازی این حقیر یا حق [گل][گل][گل]

mamad

سلام ما میتونیم از بعضی ابیاتتون تو یه کتاب که موضوعش تک بیتی استفاده کنیم ؟

سارا

با سلام و عرض خسته نباشید وبلاگ بسیار بسیار زیبایی دارید اگر مایل باشید وبلاگ مرا در وبتان لینک کنید.

محمد قاسملو

سلام استاد عزیز... دست مریزاد... اشعار زیبایی دارید با اجازه لینک شدید